201.آه از نفس پاک تو و صبح نشابور*
بی تو
بی شب افروزی ماندنت
بی تب تند پیراهنت
شک نکن
من که هیچ
آسمان هم زمین میخورد...*
+چارتار
+علیرضا بدیع
+پی.اس:یک نفر بیاید این قلم را نجات بدهد لطفا!حرف هایم تمام نشده اند اما کلمه کم آورده ام.
بی شب افروزی ماندنت
بی تب تند پیراهنت
شک نکن
من که هیچ
آسمان هم زمین میخورد...*
+چارتار
+علیرضا بدیع
+پی.اس:یک نفر بیاید این قلم را نجات بدهد لطفا!حرف هایم تمام نشده اند اما کلمه کم آورده ام.
+ نوشته شده در 2015/8/7 ساعت 21:22 توسط ms.mim
تازه از تب و تاب شکست دیوار برلین و بعدترش،فروپاشی شوروی کم شده بود که به دنیا آمدم.آوریل 1992.در کشوری که منطقش عدم تعهد بود و روی همه ی سفارتخانه هایش؛شعار نوشته بود:"نه شرقی؛نه غربی".