199.همیشه این تو هستی که ازم حالم رو پرسیدی *
به نقطه ای در زندگی م رسیده ام که هی پشت هم میگویم:خدای دلخوشی های کوچک ؛ برای خاطر همه ی این یک سال ، برای روزهایش ، حتی استرس هایش ، حتی تر اشک های نصفه شبی اش ، ممنونم .شما محشرید خدا جانم :)
پی.اس:البته من تشنه ی روزهای بهترم و سیری ناپذیر
پی.اس:البته من تشنه ی روزهای بهترم و سیری ناپذیر
+ نوشته شده در 2015/7/21 ساعت 21:31 توسط ms.mim
تازه از تب و تاب شکست دیوار برلین و بعدترش،فروپاشی شوروی کم شده بود که به دنیا آمدم.آوریل 1992.در کشوری که منطقش عدم تعهد بود و روی همه ی سفارتخانه هایش؛شعار نوشته بود:"نه شرقی؛نه غربی".