189
گوش شیطان و غم های روتین زندگی کر،حالم خوبست.هووم.یک جور ملس طوری خوبم.یک جور حس امیدواری به همه چیز نگاه میکنم انگار کن خدا در گوشم خوانده که همین روزها اتفاقات خوبی می افتند.
گوش شیطان کر،بعد از مدتهاست حس میکنم زندگی دارد بهم لبخند میزند.بهم میگوید خوش به حالت به خاطر روزهای در راه...
بعد به خودم میگویم نکند همه ی دلیل این خوشی های بی دلیل؛آرامش قبل طوفان باشد و اینها؟؟
بگذریم...خوشی به ما نیامده!!
+ نوشته شده در 2014/11/13 ساعت 10:12 توسط ms.mim
|
تازه از تب و تاب شکست دیوار برلین و بعدترش،فروپاشی شوروی کم شده بود که به دنیا آمدم.آوریل 1992.در کشوری که منطقش عدم تعهد بود و روی همه ی سفارتخانه هایش؛شعار نوشته بود:"نه شرقی؛نه غربی".